«یا علی» گفته عشق در آغاز، تا که این‌قدر ماندگار شده
هر کسی با ابوتــــــــــراب نرفت، به هوا رفته و غبار شده

کعبه برخاســــــــــــت احترام کند، لب گشوده‌ست تا سلام کند
او هم از سینه چاکی‌ش پیداست که به عشق نجف دچار شده

کاش می‌‌شد که در سکوتی ژرف به تماشا نشینمت اما
چه کنم با لغات مستـی که در صف ذهن من قطار شده

عشقِ مالک، امیرِ عماری، طعم شــــــــــیرینِ درد تماری
آن یکی زیر سایه‌ات سردار، این یکی پیر سر به دار شده

نظرت ذره را ابوذر کرد، عشـق را اعتبار قنبر کرد
کوه زر شد دل ابوذرِ تو، قنبرت شاه تاجدار شده

عَمرو! پیکار با حریفـــــــــان، نه، پهلوان! کشتن ضعیفان، نه
مردن آنهم به دست‌های علی ست که برای تو افتخار شده

لرزه بر قامت زمین انداخت، پای تا در رکاب زین انداخت
دشت لرزید، همه فهمیدند، میر بر مرکبش سوار شده

هر کسی سر به عاشقی نسپرد، مرده است و دوباره خواهد مرد
هر کسی عشق در دلش خشکید، قسمتـــــــــش تیغ آبدار شده

همه را بی‌قرار کرده علی، با دو تیغــــــــش دو کار کرده علی
دشمنش سهم ذوالفقار شده، دوست با ابرویش شکار شده

یا دلم می‌شود علی آباد، یا خرابات، هر چــــــــه بادا باد!
مست، جان را به جام می‌بازد، عاشقان! نوبت قمار شده

زر بگیرند کاش دستش را آن‌که این‌قدر خوب سنــــــگم زد
ابروی راستم شکست آری! در عوض شکل ذوالفقار شده

بوی عطر علی‌ست می‌آید، این جوانمرد کیـست می‌آید؟
شال سبزش به عاشقان فهماند: نو بپوشند، نوبهار شده

قاسم صرافان