عکس فانوس ستاره و عطر اطلسي افتاده است!
شايد شروع نور نشانه يي از بازگشت نگاه گرم تو باشد!
بايد به طراوت تقويم هاي کهنه سفر کنم!
تقويم ناب ترين ترانه نمناک!
تقويم سبزترين سلام اول صبح
تقويم دور ديدار بوسه و دست...
شايد در ازدحام روزها
يا در انتهاي همان کوچه شاد شمشادها
شاعري دلشکار را ببينم
که شيرين ترين نام جهان را زير لب تکرار مي کند
و تلخ مي گريد!
یغما گلرویی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلو یم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلو یم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را اشفته تر سازد بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را...!!! .
دکتر علی شریعتی
ادامه مطلب...

